پرش به محتوا
مجله فرتاک
تازه‌ها
چطور به ۴۲ زبان دنیا به همسرمان بگوییم «عشقم»؟ متن تبریک کلاس اولی شدنت مبارک؛ جملات احساسی برای دختر و پسر ترس کودک از مدرسه؛ علت‌ها و راهکارهای عملی برای والدین فال روزانه سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵؛ پیش‌بینی روزانه متولدین هر ماه برنج قرمز؛ خواص شگفت‌انگیز و راهنمای کامل پخت چرا آرتریت دقیقاً در همان مفاصل قبلی عود می‌کند؟ قرص هیوتکس چیست؟ کاربردها، نحوه مصرف و نکات مهم برای کودکان چطور بعد از اپیلاسیون از قرمزی و جوش پوستی جلوگیری کنیم؟ چطور به ۴۲ زبان دنیا به همسرمان بگوییم «عشقم»؟ متن تبریک کلاس اولی شدنت مبارک؛ جملات احساسی برای دختر و پسر ترس کودک از مدرسه؛ علت‌ها و راهکارهای عملی برای والدین فال روزانه سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵؛ پیش‌بینی روزانه متولدین هر ماه برنج قرمز؛ خواص شگفت‌انگیز و راهنمای کامل پخت چرا آرتریت دقیقاً در همان مفاصل قبلی عود می‌کند؟ قرص هیوتکس چیست؟ کاربردها، نحوه مصرف و نکات مهم برای کودکان چطور بعد از اپیلاسیون از قرمزی و جوش پوستی جلوگیری کنیم؟

روانشناسی

داستان پندآموز کفش‌های پاره؛ درسی که یک کفاش پیر به جوان جویای موفقیت داد

گاهی آن‌قدر به داشته‌های دیگران خیره می‌شویم که ارزش داشته‌های خودمان را از یاد می‌بریم. این داستان پندآموز درباره جوانی است که با یک جفت کفش کهنه، درس بزرگی از یک کفاش پیر گرفت.

داستان پندآموز کفش‌های پاره

به گزارش مجله فرتاک؛ گاهی آن‌قدر به داشته‌های دیگران خیره می‌شویم که ارزش داشته‌های خودمان را از یاد می‌بریم. این داستان پندآموز درباره جوانی است که با یک جفت کفش کهنه، درس بزرگی از یک کفاش پیر گرفت.

مغازه کوچک کفاشی در دل بازار قدیمی

در یکی از بازارهای قدیمی شهر، پیرمرد کفاشی مغازه کوچکی داشت. مغازه‌اش ساده بود؛ یک میز چوبی، چند ابزار قدیمی، نخ‌های رنگارنگ و قفسه‌ای پر از کفش.

پیرمرد هر روز صبح زود مغازه را باز می‌کرد و تا غروب به تعمیر کفش‌های مردم مشغول بود. زندگی ساده‌اش را با همین حرفه قدیمی می‌گذراند و از کارش راضی به نظر می‌رسید.

ورود جوانی ناراضی به مغازه

یک روز جوانی به نام سامان وارد مغازه شد. کفش‌هایش نو و گران‌قیمت بودند، اما خودش بسیار ناراحت به نظر می‌رسید. کفش‌ها را روی زمین گذاشت و گفت: «از این زندگی خسته شده‌ام. هرچه تلاش می‌کنم، باز هم از بقیه عقب‌تر هستم.»

پیرمرد بدون اینکه سرش را بلند کند، پرسید: «چرا فکر می‌کنی از بقیه عقب‌تری؟» سامان با دلخوری جواب داد: «دوستم ماشین جدید خریده، یکی دیگر خانه خریده، یکی هم به کشور دیگری رفته. همه دارند پیشرفت می‌کنند، اما من هنوز همان آدم قبلی هستم.»

کفش‌های پاره‌ای که درس بزرگی در خود داشتند

پیرمرد لبخندی زد و گفت: «کفش‌هایت را دربیاور.» سامان کفش‌هایش را درآورد. پیرمرد آنها را برداشت و به گوشه مغازه برد. سپس یک جفت کفش بسیار کهنه از قفسه بیرون آورد. کفش‌ها آن‌قدر فرسوده بودند که قسمت‌هایی از آنها پاره شده بود.

پیرمرد گفت: «این کفش‌ها را ببین.» سامان گفت: «خیلی کهنه‌اند.» پیرمرد ادامه داد: «صاحبشان هر ماه آنها را برای تعمیر می‌آورد.» سامان پرسید: «چرا یک جفت کفش نو نمی‌خرد؟» پیرمرد آهی کشید و گفت: «چون توان خرید ندارد. اما هر بار که کفش‌ها را تعمیر می‌کنم، با خوشحالی می‌رود؛ چون می‌تواند دوباره با آنها سر کار برود.»

جمله‌ای که مسیر زندگی سامان را تغییر داد

سامان ساکت شد. پیرمرد سپس گفت: «حالا به کفش‌های خودت نگاه کن.» سامان به کفش‌های گران‌قیمتش نگاه کرد. پیرمرد ادامه داد: «تو چیزی داری که خیلی‌ها آرزویش را دارند، اما به خاطر چیزهایی که هنوز نداری ناراحتی.»

پیرمرد یک تکه کاغذ برداشت و روی آن نوشت: «آنچه نداری، دلیل ناراحتی تو نیست؛ مقایسه کردن خودت با دیگران است.» سامان نوشته را خواند. پیرمرد افزود: «اگر همیشه به کفش نفر جلویی نگاه کنی، هیچ‌وقت متوجه نمی‌شوی کفش خودت چقدر برای راه رفتن مناسب است.» این جمله در ذهن سامان ماند.

تغییر نگاه، آغاز مسیر تازه

وقتی سامان از مغازه بیرون آمد، برای اولین بار به جای نگاه کردن به ماشین‌ها و خانه‌های دیگران، به مسیر خودش فکر کرد. او فهمید که زندگی‌اش شاید کامل نباشد، اما چیزهای ارزشمند زیادی دارد که تا آن روز آنها را نمی‌دید.

از آن روز، هر وقت احساس می‌کرد از دیگران عقب مانده است، به کفش‌های خودش نگاه می‌کرد و به یاد حرف پیرمرد می‌افتاد: «هرکس مسیر خودش را دارد؛ مهم این است که در مسیر خودت قدم برداری.»

سال‌ها بعد؛ موفقیتی که با مقایسه نکردن به دست آمد

سال‌ها بعد، سامان موفق شد به بسیاری از اهدافش برسد. اما چیزی که بیشتر از موفقیت‌هایش ارزش داشت، این بود که دیگر زندگی خودش را با زندگی دیگران مقایسه نمی‌کرد.

او فهمیده بود که خوشبختی فقط در داشتن چیزهای بیشتر نیست؛ گاهی در دیدن ارزش چیزهایی است که همین حالا داریم.

نتیجه اخلاقی داستان کفش‌های پاره

مقایسه کردن می‌تواند حتی یک زندگی خوب را در چشم انسان کوچک و بی‌ارزش نشان دهد. ممکن است امروز چیزی را نداشته باشید که دیگری دارد، اما در عوض چیزهایی داشته باشید که او از آنها محروم است.

به جای اینکه همیشه به کفش دیگران نگاه کنید، مسیر خودتان را ببینید و قدر قدم‌هایی را که تا امروز برداشته‌اید بدانید.

پرسش‌های پرتکرار

داستان کفش‌های پاره چه پیامی دارد؟

این داستان نشان می‌دهد که مقایسه کردن خود با دیگران می‌تواند نعمت‌های زندگی ما را کم‌ارزش جلوه دهد. باید به مسیر خودمان توجه کنیم و قدر داشته‌هایمان را بدانیم.

چرا پیرمرد کفاش کفش‌های پاره را به سامان نشان داد؟

او می‌خواست به سامان بفهماند که بسیاری از مردم با وجود نداشتن امکانات، از زندگی خود راضی‌اند و قدر داشته‌هایشان را می‌دانند.

چگونه می‌توانیم از مقایسه کردن خود با دیگران دست برداریم؟

با تمرکز بر اهداف شخصی، شکرگزاری روزانه برای داشته‌ها و یادآوری این نکته که هرکس مسیر منحصربه‌فرد خود را دارد.

هنوز نروید

بعد از این مطلب بخوانید

۱۰ درس از گاندی برای موفقیت و تحول زندگی روانشناسی ۱۰ درس از گاندی برای موفقیت؛ اصولی که زندگی شما را متحول می‌کند ماهاتما گاندی با مبارزه بی‌خشونت، تاریخ هند را تغییر داد و الگویی جهانی از مقاومت مسالمت‌آمیز ساخت. اما فراتر از نقش سیاسی، زندگی او درس‌های… ادامه مطلب
اشتراک‌گذاری تلگرام واتساپ

دیدگاه‌ها (۰)

  • هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفر باشید.