بخشندگی کوروش کبیر؛ داستان تیراندازی که بخشیده شد
روزی یک کمانگیر ماهر فینیقی برای انتقام خون برادرش به جان کوروش کبیر سوءقصد کرد، اما بخشش بینظیر پادشاه ایران، نه تنها او را نابود نکرد، بلکه به فداکارترین یارش تبدیل کرد.
به گزارش مجله فرتاک؛ روزی یک کمانگیر ماهر فینیقی برای انتقام خون برادرش به جان کوروش کبیر سوءقصد کرد، اما بخشش بینظیر پادشاه ایران، نه تنها او را نابود نکرد، بلکه به فداکارترین یارش تبدیل کرد.
ورود باشکوه کوروش به شهر صور
در روزی که کوروش بزرگ بهطور رسمی وارد شهر صور، یکی از شهرهای مهم فینیقیه، شد، تشریفات باشکوهی برپا بود. پیشاپیش او ارابه آفتاب حرکت میکرد؛ ارابهای که نماد خورشید بود و شانزده اسب سفید آن را میکشیدند. هیچکس حق نداشت سوار بر این ارابه شود و حتی خود کوروش نیز پیاده یا سوار بر اسب پشت سر آن حرکت میکرد.
کوروش در مراسم رسمی با جواهرات و لباسهای فاخر ظاهر میشد، هرچند در زندگی شخصی از تجمل پرهیز داشت. او میدانست که ظاهر باشکوه میتواند بر مردمی که به ظواهر اهمیت میدهند تأثیر بگذارد. او به سمت معبد «بعل»، خدای بزرگ صور، میرفت تا احترام خود را به باورهای محلی نشان دهد.
سوءقصد نافرجام
در میان جمعیت، مردی به نام «ارتب» که از برجستهترین کمانداران فینیقیه بود، در پوشش شاخههای یک درخت کمین کرده بود. او کینهای عمیق از کوروش به دل داشت؛ زیرا برادرش در یکی از جنگها به دست سربازان ایرانی کشته شده بود. ارتب که به خطاناپذیری تیرهایش شهره بود، یک تیر سهشعبه بر کمان گذاشت و منتظر ماند تا کوروش نزدیک شود.
هنگامی که کوروش به فاصله مناسبی رسید، ارتب گلوی او را نشانه گرفت و زه را رها کرد. صدای رها شدن زه در فضا پیچید و همه به سمت درخت نگاه کردند. اما در همان لحظه، اسب کوروش سر به سم رفت و تیر از کنار گلوی او عبور کرد. اگر اسب چنین نمیکرد، تیر سهشعبه به هدف مینشست و کوروش را به قتل میرساند.
بازداشت ارتب
کوروش به زمین افتاد و گارد جاویدان بلافاصله او را محاصره کرد و سینههای خود را سپر ساختند. عدهای دیگر از سربازان درخت را محاصره کردند و ارتب را پایین آوردند و دستانش را بستند. کوروش پس از آن که از هویت سوءقصدکننده مطلع شد، دستور داد او را نگه دارند تا بعداً تصمیم بگیرد. سپس اسبش را نوازش کرد و سوار شد و به سمت معبد ادامه مسیر داد.
بازجویی و بخشش
پس از بازگشت از معبد، کوروش دستور داد ارتب را نزد او بیاورند و از او پرسید: «چرا به من تیر انداختی؟» ارتب پاسخ داد: «چون سربازان تو برادرم را کشتند و من میخواستم انتقام بگیرم. تیر من هرگز خطا نمیکند، اما اسب تو به رو رفت و من فهمیدم که تو مورد حمایت خدایان هستی. اگر این را میدانستم، هرگز چنین نمیکردم.»
کوروش به او گفت که طبق قانون، اگر کسی سوءقصد کند و موفق نشود، باید دستش قطع شود. اما او اشاره کرد که ارتب با هر دو دست کمان را کشیده و بنابراین هر دو دستش گناهکارند. با این حال، کوروش ادامه داد: «اگر هر دو دستت را قطع کنم، دیگر نمیتوانی نان خود را دربیاوری. بنابراین از مجازات تو صرفنظر میکنم.»
ارتب باور نمیکرد که پادشاه ایران او را ببخشد. او پرسید: «آیا مرا نخواهی کشت؟» کوروش گفت: «نه.» ارتب گفت: «شنیده بودم که تو هیچ جنایتی را بیمجازات نمیگذاری و قصاص را اجرا میکنی.» کوروش پاسخ داد: «درست است، اما من میتوانم از حق خودم بگذرم؛ اما نمیتوانم از حق دیگران بگذرم. تو به من آسیب زدی و من تو را میبخشم.»
ارتب که از این بزرگواری شگفتزده شده بود، گفت: «به راستی که تو شایسته پادشاهی هستی. از امروز آرزویی جز خدمت به تو ندارم.» کوروش نیز او را در خدمت خود پذیرفت.
وفاداری تا پای جان
از آن روز به بعد، ارتب در سفر و حضر همراه کوروش بود و به دنبال فرصتی میگشت تا جان خود را فدای او کند. در آخرین جنگ کوروش با قبایل مسقند، ارتب در کنار او میجنگید. پس از کشته شدن کوروش، ارتب با شجاعت تمام جسد او را از میدان جنگ بیرون آورد و از بیحرمتی به آن جلوگیری کرد. او جسد را به پاسارگاد برد و در مراسم تدفین، با کارد شکم خود را شکافت و در کنار قبر کوروش جان داد و گفت: «پس از کوروش زندگی برای من ارزشی ندارد.»
کوروش کبیر؛ پادشاهی فراتر از زمان
کوروش بزرگ (۵۷۶ تا ۵۲۹ پیش از میلاد) بنیانگذار دودمان هخامنشی بود. او نه تنها یک فاتح بزرگ، بلکه پادشاهی انساندوست بود. از ویژگیهای برجسته او میتوان به بخشندگی، بنیانگذاری منشور حقوق بشر، ایجاد نخستین امپراتوری چندملیتی جهان، آزادی بردگان، احترام به ادیان مختلف و گسترش تمدن اشاره کرد. داستان بخشش ارتب، تنها یکی از نمونههای بیشمار بزرگواری اوست که در تاریخ ثبت شده است.
درسهایی از بخشندگی کوروش
این داستان تاریخی درسهای ارزشمندی برای ما دارد:
- بزرگواری واقعی در گذشتن از حق خود است، نه حق دیگران.
- عدالت به معنای اجرای بیچونوچرای قانون نیست؛ گاهی بخشش، عدالت برتر است.
- محبت و احترام به دشمن میتواند او را به دوستی وفادار تبدیل کند.
- شجاعت تنها در میدان جنگ نیست؛ در بخشیدن نیز شجاعت لازم است.
بخشندگی کوروش کبیر نهتنها یک دشمن را نابود نکرد، بلکه او را به فداکارترین یار خود تبدیل کرد. این روایت، یادآور این است که قدرت واقعی در قلبهاست، نه در شمشیر.
پرسشهای پرتکرار
چرا کوروش کبیر ارتب را بخشید؟
کوروش کبیر به این دلیل ارتب را بخشید که معتقد بود میتواند از حق خودش بگذرد، اما نمیتواند از حق دیگران بگذرد. او بخشش را نشانه بزرگی و عدالت میدانست.
ارتب چه کسی بود؟
ارتب یک کمانگیر ماهر فینیقی بود که برادرش در جنگ با سربازان کوروش کشته شده بود. او برای انتقام، به کوروش سوءقصد کرد اما موفق نشد و بعداً بخشیده شد.
آیا داستان بخشش ارتب واقعیت تاریخی دارد؟
این داستان در منابع تاریخی مانند نوشتههای هرودوت و گزنفون ذکر شده است و به عنوان یکی از نمونههای بخشندگی کوروش کبیر نقل میشود.
کوروش کبیر چگونه درگذشت؟
کوروش کبیر در جنگ با قبایل مسقند (ماساژت) در سال ۵۲۹ پیش از میلاد کشته شد. ارتب جسد او را از میدان جنگ نجات داد.
لینک کپی شد.
دیدگاهها (۰)