توهم کاپگراس؛ وقتی مغز عزیزانمان را غریبه میبیند
توهم کاپگراس یک اختلال روانی نادر است که در آن فرد بیمار باور دارد نزدیکانش با بدلهایی شبیه به آنها جایگزین شدهاند. این سندرم نخستین بار توسط روانپزشک فرانسوی ژان ماری ژوزف کاپگراس توصیف شد و امروزه آن را در طیف اختلالات هذیانی و اسکیزوفرنی بررسی میکنند.
به گزارش مجله فرتاک؛ توهم کاپگراس یک اختلال روانی نادر است که در آن فرد بیمار باور دارد نزدیکانش با بدلهایی شبیه به آنها جایگزین شدهاند. این سندرم نخستین بار توسط روانپزشک فرانسوی ژان ماری ژوزف کاپگراس توصیف شد و امروزه آن را در طیف اختلالات هذیانی و اسکیزوفرنی بررسی میکنند.
توهم کاپگراس چیست؟
توهم کاپگراس یا سندرم دغلباز، نوعی اختلال هذیانی نادر است که در آن فرد بیمار باور دارد یک یا چند نفر از نزدیکانش مانند همسر، فرزند، والدین یا دوستان، با افرادی کاملاً شبیه به آنها جایگزین شدهاند. این بدلها از نظر ظاهر و رفتار دقیقاً مثل فرد اصلی هستند، اما بیمار آنها را غریبه میداند.
نکته مهم این است که بیمار در تشخیص چهره مشکل ندارد و ظاهر فرد را بهخوبی میشناسد؛ اما حس آشنایی و صمیمیت نسبت به او در ذهنش شکل نمیگیرد. به همین دلیل، این باور غلط حتی با وجود شواهد روشن بر خلاف آن، در ذهن بیمار باقی میماند.
تاریخچه و نخستین گزارشها
این سندرم نخستین بار توسط ژان ماری ژوزف کاپگراس، روانپزشک فرانسوی، شناسایی و به نام او نامگذاری شد. نخستین بیمار او زنی ۵۳ ساله بود که ادعا میکرد همسر و دخترش توسط غریبههایی جایگزین شدهاند. او چهره آنها را درست تشخیص میداد، اما باور داشت که این افراد بدلهایی شبیه به خانواده واقعیاش هستند.
پس از این مورد، روانپزشکان دیگری از سراسر جهان گزارشهای مشابهی را در مجلات پزشکی منتشر کردند. در سال ۱۹۹۱، پزشکان بیمارستان جان هاپکینز مورد زنی ۷۴ ساله را گزارش کردند که معتقد بود همسرش با مردی دیگر عوض شده است. او شبها در اتاق را قفل میکرد و حتی از پسرش خواسته بود برای دفاع از خود، تفنگ تهیه کند.
در ایران نیز در سال ۱۳۸۶ موردی نادر در استان کرمان گزارش شد. بیمار زنی ۳۸ ساله مبتلا به اسکیزوفرنی بود که باور داشت نیمه پایین بدنش با نیمه پایین بدن یکی از دوستانش تعویض شده است. پزشکان ایرانی این حالت را «کاپگراس ناقص» نامیدند و احتمال دادند در آینده بهعنوان زیرمجموعهای از این سندرم شناخته شود.
علت توهم کاپگراس چیست؟
بر اساس بررسیها، مغز انسان برای تشخیص چهره از دو مسیر جداگانه استفاده میکند. در مسیر اول، پیامهای عصبی به مراکز بینایی در قشر مغز میرسند و باعث شناخت چهره میشوند. در مسیر دوم، همین پیامها به مرکز پردازش احساسات در نزدیکی سیستم لیمبیک منتقل میشوند و حس صمیمیت و آشنایی را ایجاد میکنند.
در سندرم کاپگراس، مسیر دوم دچار آسیب میشود. به همین دلیل بیمار چهره فرد را میشناسد، اما احساس آشنایی و نزدیکی نسبت به او ندارد. این شکاف میان شناخت و احساس، مغز را وادار میکند تا توضیحی برای آن بسازد؛ توضیحی که به شکل باور به بدل و جایگزینی بروز میکند.
این سندرم بیشتر در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی دیده میشود، اما در افراد مبتلا به زوال عقل، آلزایمر یا پس از آسیبهای مغزی و جراحی مغز نیز گزارش شده است. برخی پژوهشگران نیز نقش اختلال در عملکرد لوب آهیانهای را در بروز آن مطرح کردهاند.
علائم و نشانههای سندرم کاپگراس
مهمترین نشانه این اختلال، باور پایدار به جایگزینی یکی از نزدیکان با فردی غریبه است. بیمار ممکن است همسر، فرزند، والدین یا دوستش را بهعنوان بدل بشناسد و از او فاصله بگیرد، از او بترسد یا حتی رفتار خصمانه نشان دهد.
در برخی موارد، بیمار تلاش میکند از فرد مورد نظر دوری کند، در اتاق را قفل کند یا برای محافظت از خود اقداماتی انجام دهد. این باورها معمولاً با اضطراب شدید و احساس ناامنی همراه هستند و میتوانند روابط خانوادگی را به شدت تحت تأثیر قرار دهند.
این سندرم در زنان بیش از مردان دیده میشود و گاهی آن را در گروه اختلالات هذیانی و گاهی بهعنوان یکی از تظاهرات اسکیزوفرنی طبقهبندی میکنند.
روشهای درمان سندرم کاپگراس
درمان این سندرم به علت زمینهای آن بستگی دارد. اگر بیماری اصلی اسکیزوفرنی باشد، درمان اسکیزوفرنی میتواند علائم کاپگراس را نیز کاهش دهد. در مواردی که سندرم در جریان آلزایمر یا زوال عقل رخ میدهد، گزینههای درمانی محدودتر میشوند.
داروهایی مانند مهارکنندههای کولیناستراز که پیامرسانهای عصبی مرتبط با حافظه و قضاوت را تقویت میکنند، در برخی بیماران مؤثرند. داروهای ضدروانپریشی نیز برای افراد مبتلا به اسکیزوفرنی تجویز میشوند. در صورت وجود آسیب مغزی یا سر، ممکن است جراحی در موارد خاص مطرح شود.
علاوه بر دارودرمانی، ایجاد محیطی امن و آرام برای بیمار بسیار مهم است. در روش «اعتبار درمانی»، بهجای رد کردن توهمات بیمار، آنها پذیرفته میشوند تا اضطراب و ترس او کاهش یابد. روشهای جهتیابی واقعیت نیز میتوانند در برخی شرایط مفید باشند؛ یعنی مراقب بهطور مرتب زمان، مکان و رویدادهای مهم زندگی را به بیمار یادآوری کند.
نخستین گام برای درمان، مراجعه به روانپزشک و روانشناس متخصص است تا با تشخیص دقیق، برنامه درمانی مناسب شامل دارودرمانی و درمان شناختی برای بیمار تعیین شود.
پرسشهای پرتکرار
توهم کاپگراس چیست؟
توهم کاپگراس یا سندرم دغلباز نوعی اختلال هذیانی نادر است که در آن فرد باور دارد نزدیکانش با بدلهایی کاملاً شبیه به آنها جایگزین شدهاند.
علت اصلی توهم کاپگراس چیست؟
به نظر میرسد آسیب در مسیر عصبی مرتبط با احساس آشنایی و صمیمیت در مغز، عامل اصلی این سندرم باشد. این اختلال بیشتر در اسکیزوفرنی، زوال عقل و پس از آسیبهای مغزی دیده میشود.
آیا سندرم کاپگراس درمان میشود؟
درمان قطعی برای این سندرم وجود ندارد، اما دارودرمانی، درمان شناختی و ایجاد محیط امن میتواند علائم را کاهش دهد. درمان بیماری زمینهای مانند اسکیزوفرنی نیز نقش مهمی در بهبود دارد.
توهم کاپگراس بیشتر در چه کسانی دیده میشود؟
این سندرم در زنان بیش از مردان و بیشتر در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی، زوال عقل یا آلزایمر دیده میشود.
لینک کپی شد.
دیدگاهها (۰)